نوشته های محسن سعیدپور

دست نوشته های شخصی محسن سعیدپور

نوشته های محسن سعیدپور

دست نوشته های شخصی محسن سعیدپور

نوشته های محسن سعیدپور

آثار شخصی محسن سعیدپور
دست نوشته ها و مقالات اختصاصی
کلماتم خانه‌ای‌ست برای آن‌هایی که در سکوت گم شده‌اند.
هر جمله، پنجره‌ای‌ست رو به درون

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
نویسندگان

۴۵ مطلب در آذر ۱۴۰۴ ثبت شده است

مادربزرگ

دوشنبه, ۲۵ آذر ۱۴۰۴، ۰۴:۲۶ ب.ظ | محسن سعیدپور | ۰ نظر

🏡 خانه‌ی مادربزرگ

خاطرات سبز من

دوشنبه, ۲۵ آذر ۱۴۰۴، ۰۴:۲۴ ب.ظ | محسن سعیدپور | ۰ نظر

«سبزهای اطراف»

🌿 خاطرات سبز من

نمونه‌های تاریخی و ادبی از ناتوانی در پذیرش عشق

يكشنبه, ۲۴ آذر ۱۴۰۴، ۱۱:۲۲ ب.ظ | محسن سعیدپور | ۰ نظر

این موضوع بسیار زیبا و پرمعناست 🌹. تاریخ و ادبیات پر است از روایت‌هایی که نشان می‌دهند ناتوانی در پذیرش عشق چگونه به تراژدی و عبرت تبدیل شده است. در ادامه چند نمونه مشهور جهانی و ایرانی را مرور می‌کنیم:  

ناتوانی در پذیرش عشق

يكشنبه, ۲۴ آذر ۱۴۰۴، ۱۱:۱۰ ب.ظ | محسن سعیدپور | ۰ نظر

🌱.توضیح «ناتوانی در پذیرش عشق»

💔 ناتوانی در پذیرش عشق: دیواری از ترس، نه عقل

 

«وقتی نمی‌توانی عشق را بپذیری، در واقع داری می‌گویی: من هنوز باور ندارم که ارزش دوست‌داشتن دارم.»

 

این نقص، بیشتر از آنکه نشانهٔ عقل یا احتیاط باشد، نشانهٔ ترس است.  

ترس از آسیب‌پذیری، ترس از طرد شدن، ترس از اینکه اگر کسی تو را همان‌طور که هستی ببیند، کافی نباشی.

 

ناتوانی در ابراز احساسات

يكشنبه, ۲۴ آذر ۱۴۰۴، ۰۱:۰۰ ب.ظ | محسن سعیدپور | ۰ نظر

ناتوانی در ابراز احساسات، از نگاه من، نه نشانهٔ خونسردی یا قدرت، بلکه نوعی ترس پنهان از آسیب‌پذیری و صداقت با خود است.

«اگر نمی‌تونی احساساتت رو بیان کنی، یعنی هنوز با خودت کنار نیومدی.»

در ادامه، این نقص را به سبک خودم—صریح، بی‌تعارف، و با نگاهی به مسئولیت‌پذیری احساسی—بررسی می‌کنیم:

 

داستان زندگی محسن سعیدپور

شنبه, ۲۳ آذر ۱۴۰۴، ۰۲:۲۸ ب.ظ | محسن سعیدپور | ۰ نظر

انگیزه من برای نوشتن 

تبدیل خودبزرگ بینی به غرور

جمعه, ۲۲ آذر ۱۴۰۴، ۰۲:۱۰ ب.ظ | محسن سعیدپور | ۰ نظر

 توضیح «تبدیل خودبزرگ‌بینی به غرور»

نمونه های تاریخی از نقص خودبزرگ بینی

جمعه, ۲۲ آذر ۱۴۰۴، ۰۲:۰۸ ب.ظ | محسن سعیدپور | ۰ نظر

تاریخ پر از نمونه‌های عبرت‌آموز از پادشاهانی است که به‌خاطر خودبزرگ‌بینی سقوط کردند. یکی از مشهورترین نمونه‌ها، داستان خشایارشا شاه هخامنشی است که غرور و تکبرش در لشکرکشی به یونان، شکست سنگین سالامیس را رقم زد.  

تعریف روان شناختی خودبزرگ بینی

جمعه, ۲۲ آذر ۱۴۰۴، ۰۲:۰۶ ب.ظ | محسن سعیدپور | ۰ نظر

خودبزرگ‌بینی، یا به تعبیر روان‌شناختی «خودبرتربینی»، نوعی نقص رفتاری و شناختی‌ست که در آن فرد ارزش، توانایی یا اهمیت خود را بیش از حد واقعی 

نقص خودبزرگ بینی

جمعه, ۲۲ آذر ۱۴۰۴، ۰۲:۰۲ ب.ظ | محسن سعیدپور | ۰ نظر

توضیح «نقص خودبزرگ‌بینی» 

👑 خودبزرگ‌بینی: نقابی برای پنهان کردن ترس

داستانهای تاریخی نقص احساس حقارت

جمعه, ۲۲ آذر ۱۴۰۴، ۰۴:۴۰ ق.ظ | محسن سعیدپور | ۰ نظر

احساس حقارت یکی از نواقص انسانی است که در تاریخ و ادبیات بارها به شکل داستان‌های عبرت‌آموز روایت شده. این حس، اگرچه می‌تواند محرک تلاش برای رشد باشد، اما وقتی افراطی شود، انسان را به سقوط یا انفعال می‌کشاند.  

 

در ادامه چند داستان عبرت آموز تاریخی درباره نقص حقارت را جمع آوری کردیم که خواندنش خالی از لطف نیست

احساس حقارت

جمعه, ۲۲ آذر ۱۴۰۴، ۰۱:۲۷ ق.ظ | محسن سعیدپور | ۰ نظر

🕳️ احساس حقارت: توهمی از بی‌ارزشی که خودت ساخته‌ای

سایه‌ای که با من راه می‌رفت

جمعه, ۲۲ آذر ۱۴۰۴، ۱۲:۰۳ ق.ظ | محسن سعیدپور | ۰ نظر

🕯️ «سایه‌ای که با من راه می‌رفت»

تجربه‌ای از یکی از خوانندگان وبلاگ «پیام بهبودی»

 

من «نورا» هستم. ۳۸ ساله.  

سال‌هاست که با چیزی زندگی می‌کنم که اسمش را گذاشته‌ام «سایه».  

نه سایهٔ جسمم، بلکه سایهٔ گناهی که سال‌ها پیش مرتکب شدم.  

نه آن‌قدر بزرگ که در دادگاه مطرح شود، نه آن‌قدر کوچک که فراموش شود.

 

بیست‌وپنج ساله بودم. عاشق شدم.  

اما نه عاشق کسی که باید.  

او متأهل بود. من می‌دانستم.  

و با این حال، رفتم.  

رفتم چون فکر می‌کردم عشق، توجیهی‌ست برای هر اشتباه.  

رفتم چون فکر می‌کردم اگر قلبم صادق باشد، عملم هم پاک است.  

اما اشتباه کردم.

 

وقتی رابطه تمام شد، او برگشت به زندگی‌اش.  

من ماندم با یک قلب شکسته و یک ذهن پر از سؤال.  

و از آن روز، سایه‌ای با من راه می‌رفت.  

سایه‌ای از گناه، از شرم، از ترس قضاوت.  

هر بار که کسی نگاهم می‌کرد، فکر می‌کردم می‌داند.  

هر بار که کسی به من اعتماد می‌کرد، فکر می‌کردم لیاقتش را ندارم.

 

🧠 نقطهٔ تغییر

 

 یکی از نوشته‌های وبلاگت را خواندم.  

جایی نوشته بودی:  

«گناه، اگر در سکوت بماند، تبدیل به زخم می‌شود. اما اگر با صداقت دیده شود، تبدیل به تجربه می‌شود.»

 

همان‌جا بود که تصمیم گرفتم بنویسم.  

نه برای تطهیر، نه برای توجیه.  

بلکه برای اینکه سایه‌ام را ببینم، نه اینکه از آن فرار کنم.

 

 

✨ نتیجه‌گیری

 

من هنوز آن اشتباه را فراموش نکرده‌ام.  

اما دیگر نمی‌گذارم هویت من باشد.  

من آن اشتباه نیستم.  

من زنی هستم که اشتباه کرده، یاد گرفته، و حالا می‌خواهد درست زندگی کند.

 نورا

​​​​​​........ 

مطلب⬅️✅ احساس گناه

 

گناه، اگر با صداقت دیده شود، می‌تواند تبدیل به چراغی شود برای راهی بهتر.  

و این، شاید تنها راه رهایی باشد

 

✉️ پاسخ به نورا:

«سایه‌ها را می‌شود دید، نه پنهان کرد»

 

نورا عزیز،  

داستانت را خواندم.  

نه فقط با چشم، بلکه با دل.  

و باید بگویم: تو تنها نیستی.

 

همهٔ ما سایه‌ای داریم.  

سایه‌ای از تصمیمی که فکر می‌کردیم درست است، اما نبود.  

سایه‌ای از لحظه‌ای که قلبمان صادق بود، اما عملمان ناآگاه.  

و این سایه‌ها، اگر در سکوت بمانند، تبدیل به زخم می‌شوند.  

اما تو، با شجاعت، آن را دیدی. نوشتی. و به ما یاد دادی که صداقت، آغاز رهایی‌ست.

 

تو اشتباه کردی، مثل همهٔ ما.  

اما فرق تو این است که از آن عبور کردی، نه اینکه در آن بمانی.  

و این یعنی رشد. یعنی بهتر شدن. یعنی امید.

 

در این وبلاگ «نوشته‌های محسن سعیدپور »، ما باور داریم که هیچ‌کس با گناه تعریف نمی‌شود.  

بلکه با صداقتی که بعد از آن نشان می‌دهد.  

تو با نوشتنت، نه‌تنها خودت را آزاد کردی، بلکه پنجره‌ای برای دیگران باز کردی.

 

از تو ممنونم.  

برای شجاعتت، برای صداقتت، و برای اینکه به ما یاد دادی:  

«سایه‌ها را می‌شود دید، نه پنهان کرد. و دیدن، آغاز نور است.»

 محسن

شما هم می‌توانید تجربه‌های خودتان را درباره هر مطلب از طریق گزینه های تماس با ما برایمان ارسال کنید 🙏 

تماس با محسن سعیدپور 📲

داستان های شما

خانه ای با پنجره بسته

پنجشنبه, ۲۱ آذر ۱۴۰۴، ۱۱:۱۴ ب.ظ | محسن سعیدپور | ۰ نظر

🕯️ داستان: «خانه‌ای با پنجره‌های بسته»

داستانی درباره نقص بی اعتمادی

بی اعتمادی

پنجشنبه, ۲۱ آذر ۱۴۰۴، ۱۱:۰۵ ب.ظ | محسن سعیدپور | ۰ نظر

درباره نقص بی اعتمادی

((نواقص روانی و احساسی)) 

🔒 بی‌اعتمادی افراطی: وقتی محافظت تبدیل به زندان می‌شود