نوشته های محسن سعیدپور

دست نوشته های شخصی محسن سعیدپور

نوشته های محسن سعیدپور

دست نوشته های شخصی محسن سعیدپور

نوشته های محسن سعیدپور

آثار شخصی محسن سعیدپور
دست نوشته ها و مقالات اختصاصی
کلماتم خانه‌ای‌ست برای آن‌هایی که در سکوت گم شده‌اند.
هر جمله، پنجره‌ای‌ست رو به درون

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
نویسندگان

حکایتی شیرین از گلستان سعدی

جمعه, ۲۷ دی ۱۴۰۴، ۰۲:۲۳ ق.ظ | محسن سعیدپور | ۰ نظر

حکایت های ایرانی زیباکناری ​​​​​​

حکایت ایرانی

روزی روزگاری پادشاهی بود که همراه سربازهایش برای شکار به جنگل رفت. هوا خیلی گرم بود و پادشاه حسابی تشنه شده بود. پادشاه به یکی از غلام‌هایش گفت: «لطفاً برایم کمی آب پیدا کن.»

غلام مدتی رفت و دوید تا سرانجام کنار چشمه‌ای رسید. با زحمت و دقت، آب سرد و گوارایی توی کاسه‌ای ریخت و با خوشحالی پیش پادشاه آورد. پادشاه آب را که نوشید، خیلی حالش جا آمد. از غلامش تشکر کرد و به‌عنوان جایزه، به او هزار سکه‌ی طلایی بخشید.

یکی از بزرگان دربار که ماجرا را دید، تعجب کرد و با خودش گفت: «همه‌ی این طلاها فقط به خاطر یک لیوان آب؟!»

پادشاه با لبخند گفت: «قدر بعضی چیزها را فقط زمانی می‌فهمیم که واقعاً به آن نیاز داریم. مثلاً وقتی خیلی تشنه می‌شوی، یک لیوان آب، باارزش‌تر از هزار سکه طلاست!»

این حکایت زیبا و درس‌آموز از گلستان سعدی بود.

  • محسن سعیدپور

حکایت

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">