در زندگی بودا نمونههای زیادی هست که نشان میدهد او بر خلاف بسیاری از انسانها، اشتباهاتش را میپذیرفت و از آنها درس میگرفت. یکی از داستانهای واقعی مربوط به آموزش او به پسرش «راهولا» است؛ جایی که بودا تأکید کرد اگر کسی خطایی کند و آن را نپذیرد، در حقیقت در جهنم ذهنی خود گرفتار میشود.
این رابطه، از امید به جانشینی تا سوءظن و خشونت، مسیری تراژیک را طی کرد و سرانجام با قتل فرزند ارشد شاه به دست او، هم خانواده و هم آیندهٔ سیاسی صفوی را زخمی کرد.
این موضوع بسیار زیبا و پرمعناست 🌹. تاریخ و ادبیات پر است از روایتهایی که نشان میدهند ناتوانی در پذیرش عشق چگونه به تراژدی و عبرت تبدیل شده است. در ادامه چند نمونه مشهور جهانی و ایرانی را مرور میکنیم:
تاریخ پر از نمونههای عبرتآموز از پادشاهانی است که بهخاطر خودبزرگبینی سقوط کردند. یکی از مشهورترین نمونهها، داستان خشایارشا شاه هخامنشی است که غرور و تکبرش در لشکرکشی به یونان، شکست سنگین سالامیس را رقم زد.
احساس حقارت یکی از نواقص انسانی است که در تاریخ و ادبیات بارها به شکل داستانهای عبرتآموز روایت شده. این حس، اگرچه میتواند محرک تلاش برای رشد باشد، اما وقتی افراطی شود، انسان را به سقوط یا انفعال میکشاند.
در ادامه چند داستان عبرت آموز تاریخی درباره نقص حقارت را جمع آوری کردیم که خواندنش خالی از لطف نیست