داستان شهر بندگان نور
وقتی تعلق تبدیل به زنجیر میشود و آزادی را میبلعد.
داستانی درباره نقص وابستگی افراطی
---
داستانی درباره نقص وابستگی افراطی
---
یک داستان نمادین و کوبنده، دربارهٔ قبیلهای که با وجود قدرت نظامی عظیم، بهخاطر نقص در مواجهه با ترس شکست خورد—نه از شمشیر دشمن، بلکه از سایههایی که در ذهنشان رشد کرد.
یک نگاه بیپرده، به ترسهای وجودی و فلسفی همون ترسهایی که توی سکوت شب میخزن زیر پوستت، وقتی همهچی آرومه ولی مغزت ولکن نیست.
---
یک نگاه واقعی به ترسهای بدوی و زیستی، به سبک نوشتاری خودم
همون ترسهایی که از دلِ مغز خزندهمون میاد و هنوزم زندگیمون رو میچرخونه، حتی وقتی داریم با گوشی هوشمند توی تخت دراز کشیدیم.
این فهرست طبقهبندیشده تمام انواع شناختهشده و رایج ترسها را دربرمیگیرد، از ترسهای بدوی تا ترسهای اجتماعی، وجودی و وضعیتهای خاص. هر مورد کوتاه و مشخص نامگذاری شده تا برای نوشتن، طراحی محتوا یا کار درمانی قابل استفاده باشد.
🟠🟡🔴

⚪🟠🟡🔵🟢🟣🟤🔴⚫
دوستان عزیز. بیایید با هم یک نگاه بیپرده، و واقعی به این سؤال بندازیم :
که واقعاً
یا به زبان رُکتر :
میدونم موضوع سنگینه و شاید خودِت هم از دیدنش خسته باشی. تحقیر کردن دیگران زخمزنجیرهای میزنه که همِ جامعه و هم خودِ تحقیرکننده رو خراب میکنه.
یک نگاه بیپرده و بهروز به انواع انتقامجویی، به سبک شخصی خودم: رک، تلخ، واقعی، و با کمی طعنه.
🟡🟠🟢🔵🟣🟤⚫⚪
انتقامجویی یه جور خوددرمانیِ شکستخوردهست. تو زخمی شدی، درد کشیدی، و حالا فکر میکنی با زدنِ طرف مقابل، دردت آروم میشه. ولی نه، نمیشه. انتقام مثل نوشیدنِ سم برای مجازات کسیه که بهت آسیب زده. تو مینوشی، اون شاید حتی نفهمه.
🟡🟠🟢🔵🟣🟤⚫⚪