سه شنبه, ۲۹ مرداد ۱۴۰۴، ۰۳:۴۱ ب.ظ |
محسن سعیدپور
|۱ نظر
احساس غم
هر بار که غم سراغت میاد، در واقع داره نشون میده چیزی یا کسی برایت اهمیت داشته. غم مثل نشانهایه که میگه «اینجا قلبت سرمایهگذاری کرده».
غم اجازه میده مکث کنی، از دسترفتهها رو بدرستی بدرقه کنی، و بعد دوباره از نو بسازی. مثل باران زمستانی که زمین رو آمادهی رویش بهار میکنه.
اگر به غم گوش بدی، نه اینکه فقط تحملش کنی، میتونه تو رو به لایههای پنهان وجودت ببره. اینجاست که انسانیتت پررنگتر میشه، چون درد مشترک رو میفهمی و با دیگران پیوند میخوری.
بسیاری از شعرها، موسیقیها و نقاشیهای بزرگ از دل غم زاده شدن. غم میتونه سوختی باشه برای آفرینش.
کسی که غم رو تجربه کرده، راحتتر میتونه درد دیگری رو بفهمه. اینجاست که غم پلی میسازه بین دلها.
شادی یک حالت هیجانی مثبت است که با احساس رضایت، لذت، و آرامش درونی همراه است. برخلاف هیجانهای لحظهای مثل «خنده»، شادی میتواند پایدارتر باشد و به عنوان شاخصی از سلامت روان در نظر گرفته شود.