صبحهای خونه مادربزرگ
دوشنبه, ۲۵ آذر ۱۴۰۴، ۰۴:۳۴ ب.ظ |
محسن سعیدپور |
۰ نظر
🌅 صبحهای مادربزرگ
طلوع صبح،
با عطر نان محلی مادربزرگ،
ما را از خواب بیدار میکرد.
بویی گرم،
مثل آغوشی از گذشته،
که در فضای خانه میپیچید.
پنیر مانده،
با طعمی خاص و خاطرهانگیز،
مرا میبرد
به عمق روزهایی
که ساده بودند،
اما پر از معنا.
ما،
با چشمهای خوابآلود،
و دلهایی بیدغدغه،
بر سفرهای مینشستیم
که نه فقط غذا،
بلکه عشق و خاطره در آن چیده شده بود.